محمد مهدى ملايرى
394
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به ترك ديار ناچار شدند چون مسلمانان بصيرتى در عمران و آبادى نداشتند اين مناطق رو به ويرانى و ماندابها رو به گسترش نهاد « 1 » . در اينجا اين توضيح بايد اضافه شود كه آن جايى كه ايرانيان در آنجا از يك سو با طغيان آب و شكستن سدّ و بندها و غرق روستاها و ترك ديارشان روبرو بودند و از سوئى هم با جنگ اعراب درگير شده بودند ، همين منطقهء جنوبى سورستان يا سواد و دو استان شادبهمن و شادشاپور يا كسكر و آنهم در همين دوران حملهء عتبة بن غزوان به اينجا بود زيرا پس از اين تاريخ براى اين منطقه چنين وضعى پيش نيامد . و مذار حاكمنشين همين استان شادبهمن هم يكى از كانونهاى اصلى اين تحولات طبيعى و درگيريهاى جنگى اين منطقه بود . ذكر آنچه گذشت براى بيان اين نكته است كه اين نابسامانيها عامل مؤثرى در كاهش نيروى مدافعان و پيشرفت سريع مهاجمان در اين منطقه گرديد . عامل ديگر آن بىدفاع بودن اين منطقه كشاورزى بود . بلاذرى در روايتى از قول يكى از حاضران در اين جنگها گويد : ما با امير ( - مقصود عتبة بن غزوان است ) به ابلّه حمله كرديم و بر آنها پيروز شديم و سپس از رود فرات گذشتيم . مردم آنجا با كشتافزارهاى خودشان به مقابلهء ما بيرون آمده بودند ، ما بر آنها هم پيروز شديم و فرات را گشوديم « 2 » . در دوران اسلامى مذار تا مدتها شهرت و آوازهاش را حفظ كرد . در بسيارى از حوادث بزرگ اين منطقه نام آن آمده . در زمان استخرى مذار شهرى بوده همرديف آبادان و ابلّه و مفتح . استخرى گويد اينها همه در كنارهء دجله قرار دارند . شهرهاى كوچك و هماندازه و آباد هستند مگر ابلّه كه بزرگتر از همه است « 3 » .
--> ( 1 ) . ياقوت در بطيحه . تفصيل بيشتر را در كتاب الخراج قدامة بن جعفر خواهيد يافت . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 419 : « ثم عبرنا الفرات ، فخرج الينا اهل الفرات بمساحيهم ، فظفرنا بهم و فتحنا الفرات . » سرزمينى كه در اينجا فرات خوانده شده بخشى از سرزمين ميشان بوده ؛ بخشهاى ديگر آن به نامهاى ميشان ، و دشت ميشان و ابرقباد خوانده مىشدهاند . بلاذرى از على بن محمد مدائنى نقل كرده كه مردم ميشان و دشت ميشان و فرات و ابرقباد همه را ميشان مىخواندند . ( 3 ) . استخرى ، مسالك الممالك ، چاپ بريل ، ص 81 .